محرم همیشه برایم مفهوم دیگری داشته است. هیچگاه محرم را با ماه های دیگر سال برابر نمی دانستم. حتا زمانی که منتظر رمضان بوده ام!
محرم ورمضان از ماه های شناخته شده برای من هستند ودر کنار دوازده برج شمسی! گویی دوماه دیگر نیز، زاییده می شوند. یعنی سال برای من چهارده ماه دارد نه دوازده ماه!
در این دو ماه، خداوند را طور دیگری می بینم. اورا برزمین و در کنار انسان هایی که بیشتر دوستدار اویند، ونه بر طاقچه ی ِ گرد آلود خانه ها و در درون هاله ای از نور غلیظ ساخته ی ذهن انسان های بیمار!
اگر رمضان برایم شخصی تر به نظر می آید؛ اما محرم را همواره پراز شور و حماسه وفداکاری و در کنار و به همراه همه ی انسان ها می بینم.
اگر در رمضان انسان ها را تنها تر از همیشه، در کنار سفره ی نعمت های بی نهایت خداوند می بینم!؛ اما محرم را با انسانها ی پشت به پشت هم داده برای حفظ یا به دست آوردن آزادگی و شور و فداکاری می انگارم!
جمله های بالا، در بچه گی برایم بیشترین مفهوم را داشتند و در نوجوانی ام رنگ گرم تری یافتند و عمق کمتری! در جوانی تا چند سالی بویش را از دور ونزدیک ا ستشمام می کردم و در این سال ها اگرچه رنگ وبویشان را هنوز در ذهن خود حفظ کرده ام اما، آلوده به ابر نا راستی ای که فضای ی شهر ودیارم را پوشانده است!!
در چنین فضایی است که ابر های تیره بر فراز این ماه ها، فقط رنگ و شکل پوسته ی بی محتوایی از آن را به ذهن من می آورد؛ هرچند که با تمام توان ِته مانده از ایمانم، فرایضم را به جای می آورم!
محرم را به ویژه، همراه با حماسه ی همه ی تاریخ و همه ی قوم های زنده و مرده روی زمین؛ یاد می کنم وبه اندیشه بر ستم های همه ی ستم پیشه گان تاریخ فرو می روم!!
محرم ورمضان از ماه های شناخته شده برای من هستند ودر کنار دوازده برج شمسی! گویی دوماه دیگر نیز، زاییده می شوند. یعنی سال برای من چهارده ماه دارد نه دوازده ماه!
در این دو ماه، خداوند را طور دیگری می بینم. اورا برزمین و در کنار انسان هایی که بیشتر دوستدار اویند، ونه بر طاقچه ی ِ گرد آلود خانه ها و در درون هاله ای از نور غلیظ ساخته ی ذهن انسان های بیمار!
اگر رمضان برایم شخصی تر به نظر می آید؛ اما محرم را همواره پراز شور و حماسه وفداکاری و در کنار و به همراه همه ی انسان ها می بینم.
اگر در رمضان انسان ها را تنها تر از همیشه، در کنار سفره ی نعمت های بی نهایت خداوند می بینم!؛ اما محرم را با انسانها ی پشت به پشت هم داده برای حفظ یا به دست آوردن آزادگی و شور و فداکاری می انگارم!
جمله های بالا، در بچه گی برایم بیشترین مفهوم را داشتند و در نوجوانی ام رنگ گرم تری یافتند و عمق کمتری! در جوانی تا چند سالی بویش را از دور ونزدیک ا ستشمام می کردم و در این سال ها اگرچه رنگ وبویشان را هنوز در ذهن خود حفظ کرده ام اما، آلوده به ابر نا راستی ای که فضای ی شهر ودیارم را پوشانده است!!
در چنین فضایی است که ابر های تیره بر فراز این ماه ها، فقط رنگ و شکل پوسته ی بی محتوایی از آن را به ذهن من می آورد؛ هرچند که با تمام توان ِته مانده از ایمانم، فرایضم را به جای می آورم!
محرم را به ویژه، همراه با حماسه ی همه ی تاریخ و همه ی قوم های زنده و مرده روی زمین؛ یاد می کنم وبه اندیشه بر ستم های همه ی ستم پیشه گان تاریخ فرو می روم!!
و حالا خوشحالم؛
خوشحالم که امسال پس از سال ها می توانم از محرم با صداقت وصفای بچه گی ام یاد کنم! شور وهیجانی که قالبی نیست و تنها برای رفع تکلیف به جوش نمی آید.
امسال محرم را با رنگ وبوی زمان همه ی مبارزات مبارزان بزرگمرد تاریخ، با ستم پیشه گان همیشه همسو وهم نفس!، شروع می کنیم وآنقدر باور داریم که:
خوشحالم که امسال پس از سال ها می توانم از محرم با صداقت وصفای بچه گی ام یاد کنم! شور وهیجانی که قالبی نیست و تنها برای رفع تکلیف به جوش نمی آید.
امسال محرم را با رنگ وبوی زمان همه ی مبارزات مبارزان بزرگمرد تاریخ، با ستم پیشه گان همیشه همسو وهم نفس!، شروع می کنیم وآنقدر باور داریم که:
خداوند هیچگاه از انتقام خون های به ناحق ریخته شده دست نخواهد کشید و
بزرگی ی انسان های جان بر کف را به خود احسنت می گوید!!ََ
